تبلیغات
چهار فصل - dastane yek servatmand
 
درباره سایت


...::::مکانی برای داشتن لحظاتی بر بار و خاطره انگیز::::...

مدیر سایت : رهــا
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما سطح این وبلاگ در چه حدی هست ؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهار فصل
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
1390/08/23 :: نویسنده : رهــا
ثروتمندی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.





یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى



که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.





یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد





و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند





از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.





دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.





فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو





جلوى پارکینگ خانه داماد بودو روى شیشه‌اش نوشته بود:





«متشکرم! از طرف مادر زنت»





زن همین کار را با داماد دومش هم کرد





و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.





داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶




نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:





«متشکرم! از طرف مادر زنت»





نوبت به داماد آخرى رسید





زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد









و خود را به داخل استخر انداخت





امّا داماد از جایش تکان نخورد





او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود





پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.





همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد





فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌ و ی





کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد





سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود




“متشکرم از طرف پدر زنت”



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب