تبلیغات
چهار فصل
 
درباره سایت


...::::مکانی برای داشتن لحظاتی بر بار و خاطره انگیز::::...

مدیر سایت : رهــا
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما سطح این وبلاگ در چه حدی هست ؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهار فصل
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
1390/09/4 :: نویسنده : رهــا
سلام به همه ی دوستان گلم ، به چهارفصل خوش اومدید .
.
.
.
امیدوارم بتونید از سایت ما بهره ی کافی رو ببرید .
.
.
.
با آرزوی موفقیت همی شما
.
.
.
راستی نظر یادتون نره ، مرسی



نوع مطلب :
برچسب ها :





مایكل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.
وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت: تنها رمز موفقیت من این است كه
زمانی كه دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم پس تو نیز

مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند
Read while others are sleeping

تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند
DECIDE while others are delaying

خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند
PREPARE while others are daydreaming

شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند
BEGIN while others are procrastinating

کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردن هستند
WORK while others are wishing

صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند
SAVE while others are wasting

گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردن هستند
LISTEN while others are talking

لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند
SMILE while others are frowning

پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردن هستند
PERSIST while others are quitting




نوع مطلب :
برچسب ها :


1390/11/22 :: نویسنده : رهــا
یه روز یه امریکایی ، یه ژاپنی ، یه ایرانی در مسابقات تربیت سگ شرکت میکنن
به اینا میگن هر چی بلدین به سگهاتون یاد بدین ما یه سال دیگه میایم تا هر کی سگ رو خوب تربیت کنه جایزه مال اونه !
خلاصه یه سال میگذره مسئولین برمیگردن.
اول میرن سر سگ امریکایی میبینن سگه داره چت میکنه تعجب میکنن !
میرن پیش ژاپنی میبینن سگش داره غذا میپزه بازم تعجب میکنن !!
در نهایت میرن میبینن سگ ایرانیه افتاده زمین حتی نای بلند شدن نداره ...
از ایرانیه میپرسن اقا این چه وضعشه؟
ایرانیه با اعتماد به نفس میگه یه لحظه صبر کنین . . .
بعد یه تیکه نون خشک از جیبش در میاره تو همون لحظه سگه بلند میشه
میگه اصغر تو رو خدا از اون یه تیکه بده بخورم ...!!!



نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :


اول یک کانکشن بسازید. اسم آن مهم نیست اما باید access point name را mtnirancell و hompage را
http://vitrin.irancell.ir بگزارید و در option گزینه advanced setting را انتخاب و در قسمت پروکسی ۲۰۸٫۸۵٫۲۴۲٫۲۲۱ و پورت ۸۰ را قرار دهید.

حالا از داخل مرورگر خود سایت http://vitrin.irancell.ir را باز نمایید و در داخل سایت باز شده گذینه cgiproxy را انتخاب و آدرس مورد نظر را وارد نمایید.

با این روش شما میتوانید در داخل مرور گر خود به صورت مجانی دانلود و وبگردی نمایید.
برای چت کردن نیز میتوانید به سایت Web and Mobile Messenger for MSN, Yahoo, ICQ, AIM, Google Talk, Facebook | eBuddy مراجعه کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :




روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود كه 4 زن داشت

زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می كرد... بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد. زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میكرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت كه روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد

واقعیت این است كه او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشكلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر كمك می كرد تا گره كارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید. اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا كه در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ،

اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینكه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای كه تمام كارهایش با او بود حس می كرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت. روزی مرد احساس مریضی كرد و قبل از آنكه دیر شود فهمید كه به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت : " من اكنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ كسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فكری بكند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت : " من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟" زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یك كلمه و مرد را رها كرد. ناچاربا قلبی كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت : "

من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟" زن گفت :" البته كه نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج كنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ كرد.. مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت : " تو همیشه به من كمك كرده ای . این بار هم به كمكت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟" زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد

من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد : " من با تو می مانم ، هرجا كه بروی" تاجر نگاهش كرد ، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش كرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش كرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی كه می توانستم به تو توجه میكردم و مراقبت بودم ..."
در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم كه بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا كردن او بكنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترك می كند.

ب: زن سوم كه دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت كنارت خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می كنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش كرده ایم تا روزی كه قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است




نوع مطلب : موفقیت، داستان، 
برچسب ها :



بسیاری از كاربران كامپیوتر نمی دانند كه كامپیوترشان حتی وقتی خاموش است ، در مقابل حملات نفوذگران بسیار آسیب پذیر است .داشتن نرم افزارهای ضد ویروس به تنهایی كافی نیست .مكانیزم دفاعی شما باید در تمامی ساعاتی كه كامپیوترتان روشن است فعال باشد، در غیر این صورت ، امكان نفوذ در كامپیوترتان وجود دارد .اغلب اتفاق می افتد كه كاربران با این تصور كه مقدار زیادی از حجم حافظه دستگاهشان اشغال می شود، نرم افزار ضد ویروس خود را غیرفعال می كنند .اما این راه حل خوبی نیست .آنها بهتر است به جای غیرفعال كردن نرم افزار ضدویروس ، حجم حافظه كامپیوتر خود را افزایش دهند.

اگر كامپیوتر شما به اینترنت یا شبكه دیگری متصل است....


ادامه مطلب


نوع مطلب : اینترنت و اخبار مربوط به آن، اخبار دنیای هک و نفوذگری رایانه ای، راهنمای وبلاگ نویسی، 
برچسب ها :


1390/11/2 :: نویسنده : رهــا
به سلامتی اون کسی که این فیلم رو زیر نویس کرده :))))
در این فیلم این بازیگر نقش پسر صدام رو داره


http://updiardownload.tk/images/nmwa7n99untsples30wi.jpg




نوع مطلب : pic gallery، طنز، 
برچسب ها :


http://updiardownload.tk/images/n8fto9l3xxxnz6kwg8w.jpg




نوع مطلب : pic gallery، 
برچسب ها :


1390/10/26 :: نویسنده : رهــا
روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟` دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."
استاد پرسید: "هر چیزی را؟"
پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."
استاد گفت:"در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته."
دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد:"البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟"
دانشجو پاسخ داد:
"البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."
دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"
استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."
دانشجو گفت:
"شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."
و سرانجام دانشجو پرسید:
- "و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند
نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود




نوع مطلب : بیوگرافی دانشمندان، موفقیت، مذهبی، داستان، 
برچسب ها :


1390/10/25 :: نویسنده : رهــا
مردی مقابل گل‌ فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش ...که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگر نمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :


1390/10/25 :: نویسنده : رهــا
دانشنمدان متعقدند که مغز انسان فقط به اول و آخر کملات توجه مکینه برای هیمنه که تونستی این رو بخونی.
.
.
.
.
چندتا کمله غلط بود




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب